دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

از زبان نایل فولر: چرا از معامله گری روزانه متنفرم

از زبان نایل فولر: چرا از معامله‌گری روزانه متنفرم؟

قبل از مطالعه این مطلب بایستی متذکر شویم که مطالب زیر صرفا نظرات شخصی آقای نایل فولر یکی از تحلیلگران مشهور می‌باشند. همچنین منظور از معامله‌گری روزانه، معامله در تایم فریم روزانه نیست بلکه معامله به صورت بین روزی (IntraDay) می‌باشد که از برای انجام آن از تایم فریم‌های کوچکتر استفاده می‌شود.

 

چرا از معامله گری روزانه متنفرم

 

مدتی است که می خواهم در مورد چرایی تنفرم از معامله گری روزانه (Day-Trading) مطلبی بنویسم. چون حقیقتا از آن متنفرم! معامله گری روزانه چیزی است که همه با آن آشنا هستند؛ شما می توانید از یک غریبه بپرسید: “نظر شما در مورد معامله گری روزانه چیست؟”، و او احتمالا اینگونه به شما پاسخ خواهد داد: ” در عین پرریسک بودن، می تواند شما را  به سرعت پولدار کند”. معامله گری روزانه یکی از عوامل اصلی کشیده شدن مردم به سمت دنیای معامله‌گری می‌باشد؛ زیرا آنها فکر می کنند که می توانند خیلی سریع به پول برسند و با فراگیری آن به زندگی رویایی خود دست یابند. با این وجود، پس از انجام آن، متوجه می شوند که کاری زمان بر و پر استرس می‌باشد و به سختی می توان همواره به پول رسید.

 

اگر درگیر معامله گری روزانه شوید، وارد بازی “برتری کمیت بر کیفیت” معاملات خواهید شد و این چیزی نیست که ما به آن باور داشته باشیم. هدف ما کمک به معامله‌گران برای نگهداری سرمایه و انتظار صبورانه برای معاملات با احتمال موفقیت بالاست. خوشبختانه در این مطلب خواهید دید که معمولا برای بیشتر معامله‌گران، پایان راه معامله گری روزانه چندان جالب نیست.

 

از ظاهر کلیشه ای “معامله گر روزانه” متنفرم

شما، هر نوع معامله‌گر بازار مالی که باشید، از دید مردم یک “معامله گر روزانه” هستید که تمام روز در خانه، جلوی چند مانیتور می نشینید، به سرعت کلیدها را می فشارید و تلفن می زنید. در حقیقت، اگر در گفتگوی هنگام نهار یا شام، به دوستان و آشنایان خود بگوییم که معامله گر روزانه هستیم، اعتبار بیشتری برای خود می خریم… زیرا، هنگامیکه به کسی می گویید که معامله گر روزانه هستید، فورا یک تصویر خاص در سر آنها ایجاد می شود.

 

اگر بگویید که ” من یک معامله گر سوئینگ (swing-trader) بر پایه نمودار تایم فریم روزانه هستم و ۴ تا ۱۰ بار در ماه معامله انجام می دهم”، آیا کمتر هیجان برانگیز نخواهد بود؟

اصطلاح “معامله گر روزانه”، خیالی واهی است که درک عمومی از آن، جوان و پولدار بودن و داشتن ماشین فراری می‌باشد. از این رو، بسیاری از مردم جذب آن می شوند و می خواهند خود را “معامله گر روزانه” نشان دهند؛ هرچند که در واقعیت اینچنین نیست.

 

در حقیقت، از آنجا که یک معامله گر روزانه، می خواهد در بازار شبانه (overnight session) معامله کند، و در ساعت ۶ صبح نیز در بازار بعدی معامله انجام دهد، ۲ ساعت خواب شبانه دارد. بسیاری از معامله گران گرفتار تلاش برای پولدار شدن می شوند؛ زیرا آن را مورد قبول جامعه تلقی می‌کنند. از این رو در هر فرصتی که وجود دارد به نمودارها می‌چسبند و احتمالا پول زیادی نیز بدست نمی آورند. قطعا این راه درست معامله گری و یادگیری انجام معاملات نیست.

 

 

رویکرد بالا به پایین

بعنوان کسی که معامله‌گری را آموزش می دهد، وقتی به سایتهای معامله گری که آن را تبلیغ می کنند و اینکه چگونه بسیاری از آنان از طریق تازه واردان به وجوه زیادی دست یافته اند می اندیشم، تنفر بیشتری در خود احساس می کنم؛ نیازی به یادآوری نیست که در اینترنت، درمورد معامله گری روزانه و کسب سودهای سریع و کوچک (Scalping)، بسیار صحبت شده است. معامله گری روزانه را باید تنها یک معامله گر باتجربه انجام دهد؛ شاید هم هرگز نباید آن را انجام داد.

 

معامله گری را باید مانند ساختن یک خانه بدانید؛ در آغاز به یک پی نیاز دارید تا خانه را بر روی آن بسازید. سپس همچنان که خانه را می سازید، به جزئیات ریزتر و ریزتری می رسید تا اینکه در پایان از دکوراسیون داخلی و نوع تلویزیون سخن می گویید. بعنوان یک معامله گر، باید پیش از تلاش برای معامله در دوره های زمانی پایین تر، چگونگی کارکرد نمودارها و داینامیک قیمت در دوره زمانی بالاتر را بدانید. به این ترتیب معامله گری را باید همیشه به روش تکنیکال بالا به پایین، آموزش داد و آموخت. این روش آموزش من و همانی روشی است که بیش از یک دهه با آن به معامله می پردازم.

 

بیشتر کارگزاریها (نه همگی)، پول خود را از معامله گران روزانه بدست می آورند

   دلیل دیگر تنفر من از معاملات روزانه این است که در واقع یک انگیزه مالی برای کارگزاری‌ها وجود دارد که مردم را به سمت افزایش تعداد معاملات سوق می دهند. بسیار ساده است. معاملات بیشتر، پول بیشتری را از اختلاف بین قیمت خرید و فروش (اسپرد) و کمیسیون ها به همراه دارد که خود به معنای پول بیشتر برای کارگزاران می باشد. بنابراین، بسیاری از آنها و صنعت بزرگتر فارکس، تمایل دارند معامله گران را به دام “بارها و بارها معامله کردن” بیاندازند. کارگزارانی که اسپرد بیشتری دارند، با هر معامله شما، پول بیشتری بدست می آورند، و از این رو، خواسته آنان این است که شما معامله کنید. از آنجا که معامله گران روزانه پول بسیار زیادی را برای بسیاری از آنان به ارمغان می آورند، در سایت بیشتر آنها اطلاعاتی درباره خطرات معامله گری روزانه نمی‌بینید.

 

باید بگویم که همه کارگزاریها، این کار را انجام نمی دهند؛ برخی اسپرد بسیار اندکی دارند و بر معامله روزانه تکیه نمی کنند؛ آنچه که برای معامله‌گر منصفانه‌تر است و بیشتر کارگزاریها آن را اعمال نمی‌کنند. یک کارگزار فارکس از دید یک معامله گر خرد تازه وارد، بی گمان مرجعی است که همواره به نفع مشتریان خود کار می‌کند. نکته این است که باید به درستی کارگزار خود را انتخاب کنید.

 

من بیشتر از ده سال است که معامله انجام می‌دهم و هنوز بصورت روزانه معامله نمی کنم؛ و این باید پیامی برای شما باشد. همه چیز به نگهداری سرمایه شما بر می‌گردد. بارها و بارها معامله کردن شما باعث می شود پول بیشتری به شکل اسپرد و کمیسیون به دست کارگزار شما برسد و پول کمتری برای شما باقی بماند که بتوانید در هنگام دریافت سیگنال‌هایی با احتمال موفقیت بالا با آن معامله کنید.

 

 

شکارچیان حدضرر (Stop Hunters) عاشق معامله گران روزانه‌اند!

از آنجا که معامله گران روزانه، بر پایه نمودارهای بین روزی (Intra-Day) معامله می کنند و برای بدست آوردن سودهای سریع اقدام به معامله با حدضررهای کوچک می‌کنند. بنابراین حد ضررشان به قیمت فعلی بازار نزدیک است. بزرگان بازار (Big Boys) و معامله گران سازمانی این معامله گران روزانه خرد را که حدضررهای بسیار زیادی را جهت شکار برای آنها فراهم می آورند، بسیار دوست دارند. با معامله روزانه و انجام معاملات فراوان در طول هفته، حدضرر معامله‌گران کوچک بارها فعال شده واز بازار به بیرون رانده می‌شوند و باعث می‌شود که به سختی بتوانید نرخ برد (Winrate) بالایی داشته باشید. معامله گران سازمانی، از مکان قرارگیری سفارشات خرید و فروش و حدضررها آگاهند؛ نه تنها کارگزاران، بلکه معامله گران سازمانی بزرگتر نیز با تلاش برای پیدا کردن حدضررهای معامله گران روزانه‌ کوچکتر به دنبال شکار حدضررها می‌باشند. آیا هیچ وقت به این موضوع اندیشیده اید که چطور هنگامیکه می خواهید یک معامله intra-day انجام دهید، بازار، پس از برخورد به نقطه stop، در جهت موقعیت آغازین شما حرکت می کند؟ هر چه بیشتر وارد معاملات روزانه شوید، ریسک بیشتری از سوی بزرگان بازار برای شکار حدضررتان را به جان می خرید.

 

 

مثال عملی Stop Hunting

نمودار دلار آمریکا/ین (USDJPY) در دوره زمانی ۱۵ دقیقه را در زیر می بینید. اگر در تلاش بودید که روی این نمودار معامله کنید، به هر سه مورد سنجاق شده، می اندیشیدید.

چرا از معامله گری روزانه متنفرم

 

 

چگونه از Stop Hunting دوری جوییم

اکنون به نمودار USDJPY روزانه زیر نگاه کنید. هیچ یک از ستون های سنجاق شده ناموفق، دیده نمی شوند. با تمرکز بر نمودار روزانه، شکارهای کمتری را برای شکارچیان حدضرر فراهم می‌آورید و پول، زمان و تلاش خود را بیهوده هزینه نمی کنید.

چرا از معامله گری روزانه متنفرم

 

 

نویزهای بازار: فرکانس بالا و معامله بر پایه الگوریتم کمیتی به معامله گران روزانه خرد آسیب وارد می کند

 با پیدایش معاملات فرکانس بالا (High-Frequency) و معامله بر پایه “الگوریتم کمیتی” سیگنالهای اشتباه، نمودارهای بین روزی را فرا گرفته‌اند؛ آنچه که آن را “نویزهای بازار” می نامم. در بازارهای امروزی، یک معامله‌گر روزانه خرد، برای بدست آوردن سود با سختی بیشتری نسبت به ده سال پیش، هنگامیکه معاملات فرکانس بالای کامپیوتری وجود نداشتند، روبرو می‌باشد. این معامله گران فرکانس بالا از یک برتری غیرمنصفانه برخوردار می باشند، زیرا داده ها را بسیار زودتر از ما می‌بینند. (می توانید اینجا مقاله ای در مورد معامله گری high-frequency، بخوانید). این نوع معاملات نمودارهای بین روزی را دگرگون کرده و با از بین بردن امکان پیش بینی، خواندن آنها را برای یک معامله‌گران روزانه سخت کرده‌اند.

 

اگر به نویزهای این نمودار که مربوط به تایم فریم ۵ دقیقه‌ای می‌باشد خوب نگاه کنید می بینید که دامنه حرکتی آن تنها ۱۵ پیپ می‌باشد و بسیار شلوغ و به سختی قابل خواندن است. به همه لرزش ها (shake out) و سیگنال های ناموفق بنگرید؛ این نوع معاملات حساب شما را به سرعت خالی خواهند کرد.

چرا از معامله گری روزانه متنفرم

دلیل دیگر برای تنفر من از معامله گری روزانه این است که هنگامیکه می توان با استفاده از دوره زمانی بالاتر، به نمودار هموارتری دسترسی داشت، چرا باید برای فیلتر سیگنال های نادرست و نویزهای بازار تلاش کرد؟ همانطور که برخی از شما آگاه هستید، من تنها در تایم فریم‌های بالاتر از ۱ ساعته، آموزش و معامله انجام می دهم و معمولا در خود تایم فریم ۱ ساعته نیز معامله نمی کنم. تایم فریم‌های محبوب من ۴ ساعته و روزانه می باشند و هر چیزی پایین تر از ۱ ساعته را نوعی “خودکشی” حساب می‌کنم.

 

 

حرفهای بی ربط را دور بریزید

معامله‌گری روزانه باعث می شود که به جای رویکرد “هر چه کمتر، بیشتر” معامله swing در تایم فریم‌های بالاتر، اندیشیدن به شیوه “هر چه بیشتر، بهتر”، قمار به صورت یک عادت درآید و تقویت شود. همانطور که دیدیم، امروزه، معامله‌گران روزانه خرد، رقابتی دشوار با کامپیوترها و الگوریتم های طراحی شده توسط “جادوگران” ریاضیات را پیش روی خود می بیند.

 

 چرا باید زمان خود را از دست داد و در رقابت با چنین بازیگرانی، که برتری غیر منصفانه ای نیز دارند، اعتماد به نفس خود را از بین برد؛ در حالیکه راهی بس ساده تر و سودآورتر وجود دارد؟

بدین رو، من در نمودارهای دوره های ۴ ساعته و روزانه معامله می کنم و همه آنچه را که در دوره های کوچکتر به دلیل الگوریتم های جادویی ریاضی و کامپیوترهای بزرگ روی می دهد فیلتر می کنم. به گمان من تفاوت بین معامله روزانه و معامله سوئینگ تایم فریم‌های بالاتر، هوشمندانه‌تر کار کردن است و نه سخت‌تر. رویکرد هوشمندانه‌تر شما نیز معامله در تایم فریم‌های بالاتر و چشم پوشی از همه رویدادهای کوچک و بی اهمیت که معامله گران روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنند می‌باشد.

منبع: learntotradethemarket.com

ارسال دیدگاه