ثبت نام

اینترفرنس در معامله گری به چه معناست؟

What-is-interference-in-trading
ب

مشکلی که خیلی از تریدرها به آن دچار هستند Interference یا همان تداخل است. در واقع این مشکل زمانی بوجود می آید که فرد بیش از حد در مورد چیزهای مختلف اطلاعات داشته باشد و سعی کند همه آنها را به کار ببندد. معامله گری یک تفاوت عمده با سایر کارها و مشاغل دارد. آن هم این است که داشتن اطلاعات زیاد در مورد چیزهای مختلف ضامن موفقیت شما نیست. حتی اطلاعات بیش از حد باعث قفل شدن ذهن خواهند شد. جمله زیر مربوط به یکی از بزرگترین تریدرهای دنیاست.

حقیقتا متغییرهای بسیاری در بازار وجود دارند و از اسم آنها هم مشخص است که ثابت نیستند و مدام در حال تغییر می باشند. به همین دلیل نمی توانیم همه آنها را در نظر بگیریم. چرا که باز هم دچار قفل شدگی ذهن خواهیم شد. بعضی از تریدرها فکر می کنند که اگر روش های مختلفی از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال را فرا بگیرند، موفقیت آنها تضمین شده است؛ در صورتی که سخت در اشتباهند.

 

 

اینکه ما کل روش های تکنیکال از پرایس اکشن گرفته تا الیوت و فیبوناچی و گن و هارمونیک و تحلیل زمانی و جریان سفارشات و … را به صورت کامل یاد بگیریم تنها باعث بوجود آمدن اینترفرنس می شود. شخصی که همه این موارد را یاد گرفته و میخواهد آنها را روی چارت پیاده کند بدون شک دچار مشکل خواهد شد. چون زمانی که به چارت نگاه میکند، هر روشی که یاد گرفته است، سیگنال خاص خود را صادر می کند و ممکن است این سیگنال ها همجهت نباشند.

 

 

بنابراین باید به فکر راه حلی برای رفع این مشکل باشیم.

اگر تازه کار هستید صادقانه باید به شما بگویم که این یک سیر طبیعی است. شما باید ابتدا روش های مختلف را امتحان کنید تا در نهایت به یک روش مشخص که به آن علاقه دارید و فکر می کنید سادگی بیشتری برای شما دارد برسید. اینکه فلان تریدر که در فلان گروه یا کانال تلگرام است و با روش الیوت تحلیل های خیلی خوبی انجام می دهد دلیل نمی شود که روش الیوت برای ما نیز به خوبی جواب بدهد و بتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم. ممکن است روش هارمونیک یا پرایس اکشن برای شما بهتر باشند. مسلما هیچکس جای شخص دیگری نیست و نمی تواند برای دیگران نسخه بپیچد. این شما هستید که باید روزها و ماه ها و یا حتی چند سالی مدام در حال تحقیق باشید تا در نهایت به متد تحلیلگری مناسب خودتان برسید.

 

 

اما زمانی که توانستید به یک روش تحلیلی مشخص دست پیدا کنید و مفاهیم آن را به سادگی درک کنید، آنجاست که باید راه خود را از سایر روش ها جدا کنید و دیگر به فکر خریدن کتاب و فیلم آموزشی و شرکت در کلاس های مربوط به سایر روش ها نباشید. حالا باید دو دستی به روشتان بچسبید و سعی کنید مدتها تمرین و تمرین و تمرین کنید تا آن را به خوبی یاد بگیرید. البته منظورمان از تمرین این نیست که همیشه به صورت تستی و دمو معامله کنید. پس از تمرینات زیاد و بعد از آنکه خودتان حس کردید که توانایی تان در تحلیل به روش مدنظرتان افزایش یافته، می توانید یک حساب واقعی باز کرده و اقدام به معامله کنید. البته توجه داشته باشید که نیازی نیست حساب بزرگی باز کنید و حجم معاملات تان هم سر به فلک بکشد. خیر! یک حساب کوچک، با حجم معاملات کم. حالا توانایی خود را در معاملات واقعی که شرایط متفاوتی از لحاظ روانی دارند نیز محک بزنید.

 

 

در این مسیر ممکن است مشکلاتی نیز بوجود بیایند. یکی از مشکلات ممکن است این باشد که صبر و حوصله کافی نداشته باشید. مثلا شروع به یادگیری روش پرایس اکشن می کنید. اما پس از چند معامله ناموفق با خودتان میگویید این روش بدردنخور است و کارایی ندارد. همزمان در یک گروه تلگرامی می بینید که شخصی با روش الگوهای هارمونیک تحلیل های خوبی انجام می دهد. بنابراین تصمیم می گیرید که پرایس اکشن را کنار گذاشته و به سمت الگوهای هارمونیک بروید. اما باز هم بعد از چند معامله ناموفق نظرتان عوض می شود و این چرخه بی پایان همینطور ادامه می یابد و پس از گذشت مدتها متوجه می شوید که هیچ روش مشخصی ندارید و فقط وقت با ارزشتان را تلف کرده اید.

بنابراین در پیدا کردن روش مدنظرتان صبور و با حوصله باشید و بدانید که بدون انجام تمرینات زیاد در فازها و بازه هایزمانی مختلف بازار، نمی توانید یک روش خوب پیدا کنید. بنابراین از پریدن از این شاخه به آن شاخه جدا پرهیز کنید.

ارسال دیدگاه

error: !نشر امکان پذیر نیست