ثبت نام

معامله کردن در زمان شکست و نکات مهم

trading-in-breakouts

هر معامله گری می‌تواند در زمانی که بازار در یک روند مشخص حرکت می‌کند، معامله های بسیار خوبی را انجام دهد. اما بازار زمان‌های بسیاری را در حالت خنثی (Range) حرکت می‌کند و خیلی از معامله گرها در چنین حالت‌هایی از بازار، کل پول‌شان را از دست می‌دهند، چرا که نمی‌دانند که چگونه باید چنین فازهای بازار را مدیریت کرده و معامله های‌شان را انجام دهند.

در این مطلب می‌خواهیم نکاتی را به شما بگوییم که باعث بهبود معامله های شما در زمان‌های خنثی بودن حرکات بازار می‌شود. پس با طلاچارت همراه باشید…

 

 

رنج‌های خوب و بد بازار؛ نیازی نیست همه رنج‌ها را معامله کنید!

خیلی از معامله گرها این نکته را فراموش می‌کنند که نداشتن معامله نیز خودش یک موقعیت است! در واقع به این دلیل که شما خودتان را معامله گر می‌نامید دلیل نمی‌شود که همیشه پوزیشن خرید یا فروش باز داشته باشید. گاهی باید کنار ایستاده و منتظر یک موقعیت مناسب باشید.

 

در بازار دو نوع از رنج‌ها را داریم. رنج‌های خوب و رنج‌های بد. رنج‌های خوب رنج‌هایی هستند که سقف و کف آنها به خوبی مشخص بوده و همچنین نوسانات آن نیز متعادل باشد. رنج‌های بد نیز رنج‌هایی هستند که قیمت مدام از لبه‌های ناحیه رنج تجاوز کرده و به عبارت بازار حرکات وحشیانه انجام می‌دهد. در این حالت ما شاهد شکست‌های جعلی بسیاری خواهیم بود که باعث فریب معامله گرهای تازه کار خواهند شد.

زمان‌هایی که بازار را درک نمی‌کنید و ساختار تکنیکالی مشخصی وجود ندارد، بهترین کار این است که وارد بازار نشوید.

 

به دنبال رنج‌های تنگ با نوسانات کم و مومنتوم (قدرت) در حال افزایش باشید

رنج‌های تنگ معمولا مقدمه‌ای بر یک روند جدید هستند. در یک رنج طولانی و تنگ، مثل چیزی که در چارت AUDUSD می‌بینید، تعداد زیادی پوزیشن در حال بارگزاری می‌باشند و در واقع بازار در حال آماده شدن برای شروع یک روند جدید است. قیمت برخوردهای بیشتری به سطح بالایی ناحیه رنج داشته است اما موفق به انجام یک شکست خوب و موثق نشده است. عدم وجود قدرت خرید، اولین سرنخ ماست.

 

نوسانات کم (ATR) نشان می‌دهد که درگیری زیادی بین خریداران و فروشندگان در داخل ناحیه رنج وجود نداشته است. همچنین یک ناحیه رنج با نوسانات کم، در زمان تشخیص شکست به شکل واضح‌تری عمل خواهد کرد. این مورد سرنخ دوم ماست.

 

در زمان رنج بودن بازار، اسیلاتور RSI در محدوده میانی نوسان می‌کند که به معنای عدم وجود مومنتوم در بازار است و همچنین تایید کننده حالت رنج است. دقیقا قبل از اینکه شکست رخ بدهد، مومنتوم صعودی شده و RSI با سرعت بیشتری پایین می‌رود. این هم سرنخ سوم!

 

در یک شکست نزولی واقعی، شما تنها کندل‌های نزولی‌ای را خواهید دید که اندازه‌شان در حال بزرگ‌تر شدن است. هیچ نشانه‌ای از قدرت صعودی مخالف در زمان شکست دیده نمی‌شود. چنین شکست‌هایی اکثرا به درستی عمل می‌کنند چرا که نشان از عدم توازن بین فروشندگان و خریداران خواهند داشت. سرنخ نهایی!

تغییر روند: فروش سنگین، رنج، حرکت صعودی

تصویر بعدی نوع دیگری از شکست‌ها را به ما نشان می‌دهد. بعد از یک حرکت نزولی سنگین، قیمت وارد یک فاز رنج شده است. این رنج با رنج قبلی بسیار متفاوت است و می‌توانید به نوسانات زیاد قیمت را از طریق ATR مشاهده کنید. سایه‌هایی بلند کندل‌ها نشان از نبرد سنگین بین خریداران و فروشندگان دارد.

 

قبل از اینکه شکست صعودی رخ دهد، قیمت به سمت پایین ناحیه رنج حرکت کرده اما موفق به شکست آن نشده است. به وضوح می‌بینیم که قیمت حرکات زیادی به سمت پایین داشته است اما ظاهرا قدرت کافی برای پایین‌تر رفتن را ندارد. سرنخ شماره یک.

 

درست قبل از شکست، قیمت شروع به تشکیل کندل‌های صعودی کرده و اسیلاتور RSI نیز رو به بالا می‌رود. سرنخ شماره دو.

 

کندلی که میانگین متحرک را شکسته است، یک دوجی بوده و قیمت توانسته بالا آن تثبیت شود (کلوز کندل). سرنخ شماره سه. بعد از شکل گیری کندل صعودی بزرگ، قیمت دوباره حالت رنج داشته، اما هرگز برخلاف شکست صعودی حرکت نکرده است.

 

شکست رنج در یک روند

سومین نوع شکست‌ها می‌تواند در طی یک روند رخ دهد. بعد از یک حرکت رونددار، قبل از اینکه بازار به مسیر خود ادامه دهد، قیمت معمولا مدتی را در حالت رنج سپری خواهد کرد. این می‌تواند فرصت خوبی برای ورود مجدد به بازار باشد. البته به شرط اینکه یک معامله گر بداند که دقیقا باید دنبال چه چیزی باشد.

 

در تصویر زیر یک روند صعودی را در چارت سهام شرکت Tesla مشاهده می‌کنید. اول از همه مهم است بدانید که حرکت رنج بعد از یک پولبک رخ داده، اما هرگز تشکیل یک کف پایین‌تر (Lower Low) نداده است. این حرکت در واقع سقف شکسته شده قبلی را به عنوان یک ناحیه حمایتی تست کرده است (تکنیک تبدیل سطوح). سرنخ شماره یک.

 

قبل از شکست ناحیه رنج، قیمت با حرکتی آهسته به سمت بالا می‌رود و نهایتا میانگین متحرک را می‌شکند. در روز بعدی قیمت با گپ نزولی زیر میانگین متحرک باز می‌شود اما خریداران دوباره وارد عمل شده و قیمت را به سرعت به بالا باز می‌گردانند. سرنخ شماره دو.

 

مومنتوم قبل از اینکه شکست رخ دهد به سمت بالا رفته و RSI نیز حرکت صعودی خود را شروع می‌کند. سرنخ شماره سه. در نهایت سقف قبلی با قدرت شکسته می‌شود و قیمت تشکیل سقف‌های بالاتر (Higher Highs) را ادامه می‌دهد.

 

رنج‌هایی که در پولبک‌ها بوجود می‌آیند زمان خوبی برای اضافه کردن به حجم معاملات و یا ورود به بازار هستند.

 

تایید شکست‌ها و جلوگیری از گیر افتادن در تله‌های بازار

دانستن اینکه چگونه شکست‌ها را معامله کنیم یکی از مهارت‌های اساسی در معامله‌گری است. چرا که شکست‌ها معمولا در ریشه یک روند جدید و یا در میانه امواج روند رخ می‌دهند و می‌توانند نقاط ورود بسیار عالی را به شما بدهند. خیلی از مواقع می‌توانیم سرنخ‌های بسیار با ارزشی را قبل از وقوع شکست بدست بیاوریم اما مهمترین نکته این است که همیشه باید منتظر تایید شکست بمانید. در واقع همان جایی که کندل به شکل پرقدرتی در بالای ناحیه رنج کلوز می‌کند.

 

معامله گرهای تازه کار در اکثر موارد مرتکب اشتباه بزرگی می‌شوند. آنها در زمانی که هنوز کندل شکست کلوز نکرده است وارد بازار شده و سپس زمانی قیمت در خلاف جهت ورود آنها برگشت می‌کند متوجه می‌شوند که در تله معامله گرهای حرفه‌ای گیر افتاده‌اند. قبلا در طلاچارت دو ویدئوی ترجمه شده را قرار داده‌ایم تا بدانید که چگونه باید در مقابل تله‌های بازار به شکل هوشمندانه‌ای عمل کنید. این دو ویدئو را می‌توانید از لینک‌های زیر مشاهده کنید.

 

تله صعودی و نزولی چیست و چگونه از آنها اجتناب کنیم؟

 

استفاده از فشار خریداران و فروشندگان

 

 

لبه‌های ناحیه رنج‌های مهم معمولا مکان‌هایی هستند که شاهد بیشترین تعداد تله‌ها هستیم که باعث به دام افتادن معامله گرهای عجول می‌شوند که می‌خواهند هرچه سریع‌تر معامله خود را اجرا کنند. اگر بریک آوت تریدر (معامله گر مبتنی بر شکست) هستید و منتظر سیگنال‌های تاییدی در زمان شکست نمی‌مانید، این تله‌ها ممکن است قاتل سرمایه‌تان شوند.

منبع :
TalaChart.ir

ارسال دیدگاه

error: !نشر امکان پذیر نیست