دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

مالیه رفتاری چیست؟

behavioral finance

مالیه رفتاری، شاخه ای از اقتصاد رفتاری می باشد که به تاثیر عوامل و تعصبات روانشناختی بر رفتارهای مالی سرمایه گذاران و فعالان بازار مالی می پردازد. این عوامل و تعصبات به نوبه خود می توانند پاره از ناهنجاریهای بازار، علی الخصوص ناهنجاریهای بازار سهام، مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت سهام، را توضیح دهند.

درک مالیه رفتاری

مالیه رفتاری را می توان از چند سو مورد بررسی قرار داد. بعنوان مثال، در مبحث بازدهی بازار سهام، بعنوان بخشی از امور مالی، فرض ما بر این است که رفتارهای روانشناختی بر پیامدها و بازدهی بازار تاثیر می گذارد. با این وجود، همچنان زوایای بسیار دیگری جهت پرداختن به این موضوع وجود دارند. هدف از طبقه بندی مالیه رفتاری، کمک به درک چرایی رفتار مردم در تصمیمگیری های مالی و چگونگی اثر این تصمیمها بر بازار می باشد. در مالیه رفتاری، فرض می کنیم فعالان این حوزه، بصورت کامل عقلایی رفتار نمی کنند و بر خود کنترل ندارند، ولی در عین حال، از نظر روانشناختی، با گرایشات خود کنترل کننده و طبیعی، تا حدودی تاثیر گذار می باشند.

یکی از جنبه های مطالعاتی مالیه رفتاری، تاثیر تعصبات می باشد، که می تواند علل مختلفی داشته باشد. این تعصبات را می توان یکی از پنج مفهوم بنیادی قلمداد نمود. درک و طبقه بندی تعصبات مختلف مالیه رفتاری می تواند در مطالعه و بررسی دقیق پیامدهای این صنعت و یا بخش بسیار مهم باشد.

  • مالیه رفتاری، مطالعه چگونگی اثر عوامل روانشناختی بر پیامدهای بازار است.
  • مالیه رفتاری را می توان جهت درک پیامدهای مختلف در بخشها و صنایع متفاوت مورد بررسی قرار داد.
  • از مفاهیم بنیادی مطالعه مالیه رفتاری، اثر تعصبات روانشناختی است.

مفاوهیم پایه

مفاهیم مالیه رفتاری

بطور کلی، مالیه رفتاری شامل پنج مفهوم زیر می باشد:

  • حسابدرای ذهنی (Mental Accounting): حسابداری ذهنی به معنای میل شدید به جمع آوری پول، با اهداف مختلف  می باشد.
  • رفتار جمعی (Herd Behavior): این رفتار زمانی شکل می گیرد که افراد، دنباله روی از اکثریت را پیشه میگیرند. در بازار سهام، این رفتار به دلیل اینکه عامل فروش ها و افزایش قیمت های نمایشی می باشد، از شهرت خوبی برخوردار نمی باشد.
  • شکاف عاطفی (Emotional Gap): شکاف عاطفی به تصمیمگیری بر اساس احساسات شدید و یا فشارهای عاطفی، مانند اضطراب، خشم، ترس و یا هیجان، اشاره دارد. در اکثر مواقع، عواطف، عامل اصلی تصمیمگیری غیر عقلایی افراد است.
  • لنگر انداختن ( Anchoring): این اصطلاح به معنای تعیین سطح هزینه بر اساس یک مرجع خاص می باشد. مانند تعیین هزینه مداوم بر اساس سطح بودجه و یا منطقی سازی هزینه ها بر اساس ترجیحات رضایتی مختلف.
  • خود انتسابی (Self-Attribution): خود انتسابی به معنای گرایش به انتخاب بر اساس اعتماد به دانش شخصی می باشد. دلیل این امر به اعتماد به نفس ذاتی در یک زمینه خاص بر می گردد. بدین معنا که افراد سطح دانش خود را بالاتر از دیگران می دانند.

انواع تعصبات مورد مطالعه در مالیه رفتاری

با موشکافی بیشتر، به تعصبات و گرایشات شخصی متعددی بر می خوریم که در حیطه مالیه رفتاری قرار می گیرند. از قبیل:

 تعصب موقعیت (Disposition Bias)

تعصب موقعیت اشاره دارد به زمانیکه سرمایه گذاران، سهام برنده خود را می فروشند و از سهام بازنده دست برنمی دارند. بعبارت دیگر، سرمایه گذاران، با وجود آنکه به کسب سود در مدت زمانی کوتاه می اندیشند، زمانیکه خود را در موقعیت زیان می بینند، حاضر به تغییر موضع نمی باشند. چون می خواهند به نقطه سر به سر و یا قیمت اولیه بازگردند. دلیل این پافشاری نیز آن است که زمانیکه در موقعیت سود قرار دارند، میخواهند در فرصت بدست آمده نشان دهند که بدرستی دست به سرمایه گذاری زده اند. با این حال، هنگامیکه در موقعیت ضرر قرار دارند، تمایلی به اعتراف به اشتباه در سرمایه گذاری ندارند. اشتباه در تعصب نسبت به موقعیت، بدین معنا می باشد که عملکرد سرمایه گذاری معمولا به قیمت در زمان ورود به سرمایه گذاری بستگی دارد. بدین معنا که سرمایه گذاران، بدون توجه به عوامل بنیادین و یا عوامل موثر بر سرمایه گذاری که دستخوش تغییر شده اند، معیار عملکرد سرمایه گذاری خود را بر اساس قیمت درزمان ورود قرار می دهند.

تعصب تایید (Confirmation Bias)

این تعصب زمانی اتفاق می افتد که سرمایه گذاران به پذیرش اطلاعاتی که تصمیم از پیش گرفته شده آنها را پشتیبانی و تایید می کند، گرایش دارند. در واقع، سرمایه گذاران به محض دیدن این اطلاعات، حتی نادرست، آنها را می پذیرند تا مهر تاییدی بر تصمیمشان باشد.

تعصب تجربه (Experiential Bias)

این حالت هنگامی روی می دهد که خاطره رویدادهای اخیر به سرمایه گذاران سمت و سو می دهد و باعث می شود آنها احتمال وقوع یک رویداد را بیشتر از آنچه که هست تخمین بزنند. بعنوان مثال، بحران مالی سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ ، باعث خروج بسیاری از سرمایه گذاران از بازار سهام گردید. بطوریکه تعداد زیادی از آنها دیدگاه خوبی نسبت به بازار نداشتند و مشکلات اقتصادی بیشتری را برای سالهای آینده پیش بینی می کردند. بعبارت دیگر، تجربه چنین اتفاق ناخوشایندی باعث افزایش تعصب و برآورد بیش از حد احتمال وقوع چنین رویدادی گردید. درحالیکه در سالهای بعد، شاهد بهبود اقتصاد و بازگشت بازار به موقعیت قبلی خود بودیم.

زیان گریزی (Loss Aversion)

هنگامیکه نگرانی از دست دادن، بیشتر از لذت سود آوری است، با پدیده زیان گریزی روبرو هستیم. بعبارت دیگر، سرمایه گذاران، دوری گزیدن از زیان را بر کسب سود ترجیح می دهند. بهمین دلیل، برخی از آنها ، پاداش بیشتری برای پذیرش ریسک درخواست می کنند؛ و چنانچه امکان دریافت چنین میزان پاداشی وجود نداشته باشد، با وجود عقلایی به نظر آمدن ریسک مزبور، آنها از سرمایه گذاری صرف نظر می نمایند.

تعصب آشنایی (Familiarity Bias)

این پدیده به تمایل سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در آنچه که با آن آشنایی دارند، اشاره می کند؛ مانند شرکتهای داخلی یا سرمایه گذاریهای محلی. از اینرو، آنها از سرمایه گذاریهای متفاوت در بخشهای مختلف، که باعث کاهش ریسک می گردد، سر باز می زنند و به سمت سرمایه گذاری در آنچه که با آن آشنا هستند و یا در گذشته آن را انجام داده اند، پیش می روند.

مالیه رفتاری در بازار سهام

فرضیه بازار کارآمد (Efficient Market Hypothesis, EMH) می گوید که در یک بازار با نقدینگی بالا، در هر زمان، قیمتهای سهام بصورت کارا، ارزش گذاری می شوند تا انعکاسی از اطلاعات موجود باشند. با این وجود، مطالعات زیادی، پدیده تاریخی بلندمدت را در بازارهای اوراق بهادار نشان داده اند؛ آنچه که با فرضیه بازار کارآمد در تقابل است و بطور منطقی نمی تواند در مدلهای مبتنی بر عقلانیت کامل سرمایه گذار جایی داشته باشد.

فرضیه فوق، بر پایه این نظریه بنا شده است که فعالان بازار، بر اساس عوامل خارجی و ذاتی حال و آینده، دیدی عقلایی نسبت به قیمتهای سهام دارند. در مقابل، مالیه رفتاری در حوزه بازار سهام، بر این نظر است که بازارها کاملا کارآمد نیستند و بر این اساس فاکتورهای روانشناختی می توانند بر خرید و فروش سهام اثر بگذارند.

در حرکتهای بازار سهام و دیگر بازارها، بصورت روزانه، مفهوم تعصبات و گرایشات مالیه رفتاری بکار گرفته می شود. همچنین از تئوریهای مالیه رفتاری برای توضیح بهتر ناهنجاریهای اصلی بازار، مانند حبابها و رکودهای شدید استفاده می شود. نظریه بازار کارآمد، این واقعیت را که سرمایه گذاران و مدیران پورتفولیو علاقمند به درک روندهای مالیه رفتاری می باشند، در بر نمی گیرد؛ روندهایی که می توانند برای بررسی سطوح قیمت و نوسانات بازار جهت سفته بازی و همچنین اهداف تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرند.

منبع: investopedia.com

ارسال دیدگاه